خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته پس ازاینکه در نشریه ”آفتاب شب” که از سوی بسیج دانشجویی علم وصنعت به چاپ می رسد خبر حضور دکتر کوچک زاده نماینده مجلس هشتم و یکی از حامیان دولت نهم در دانشگاه به چاپ رسید و این جلسه یک نشست دانشجویی با محوریت پرسش و پاسخ در مورد انتخابات ریاست جمهوری معرفی شده بود، جمعی از دانشجویان با استناد به مصوبه اخیر وزارت علوم در مورد چگونگی حضور افراد و برگزاری نشست ها ی انتخاباتی در دانشگاه ها، این جلسه را غیر قانونی تشخیص داده و تصمیم گرفتند با حضور در محل برگزاری این نشست اعتراض خود را به برگزاری این برنامه یک سویه اعلام کنند. جالب توجه آن است که با وجود ابلاغیه وزرات علوم به تمام دانشگاهها، چگونه است که این برنامه به راحتی مجوز گرفته است در حالی که هیچ تشکل مستقل و منتقدی وجود ندارد که بتواند نشست انتخاباتی برگزار کند.
خبرگزاری مهر در تاریخ جمعه دوم اردیبهشت آورد: “محسن اسلامي“ مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم گفت: دو سياست جديد وزارت علوم ممنوعيت سخنراني انفرادي نمايندگان کانديداهاي رياست جمهوري در دانشگاه ها و همچنين جلوگيري از حضور افراد غيردانشگاهي در جلسات سخنراني انتخاباتي است.“ در ساعت ۱۸:۳۰ تعدادی از دانشجویان معترض در سالن کنفرانس ساختمان ۱۵ خرداد به همراه تعدادی از دانشجویان عضو بسیج حضور یافتند. جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز شد و پس از آن رئیس بسیج دانشگاه که به عنوان مجری در جلسه حضور داشت، جلسه را حول بررسی فضای سیاسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم عنوان کرد و ضمن اظهار این نکته که همه دانشجویان حاضر از دانشجویان بسیجی نمی باشند باقی دانشجویان را از ستاد میر حسین خواند که یکی از دانشجویان در جواب گفت :“تنها من از ستاد میرحسین هستم.“
«من اصلا به عنوان یک چکمه پوشم که آمدم با رفیقای چکمه پوشم حرف بزنم»
مجری ازآقای کوچک زاده خواست که به آغاز بحث بپردازد. پیش از شروع صحبت آقای کوچک زاده، یکی از دانشجویان از ایشان درباره اینکه حضور در نشست های انتخاباتی یک طرفه خلاف قوانین انتخاباتی مصوب وزارت علوم است، توضیح خواست. کوچک زاده پاسخ گفت :“دستور دولت و آقای رئیس جمهور قانون نیست.“ و وی انتخاباتی بودن نشست را تکذیب کرد. این در حالی بود که خبرگزاریهای متعددی به نقل از فارس و حتی نشریه آفتاب شب نیز به انتخاباتی بودن این نشست اشاره کرده بودند و مجری جلسه دقایقی پیش از آن در آغاز برنامه به آن اشاره کرده بود.
یکی دیگر از دانشجویان معترض با اشاره به نص صریح مصوبه گفت: ”حضور سخنرانی شما تنها به صورت مناظره ای می تواند توجیه قانونی داشته باشد.“
کوچک زاده پاسخ داد: ”حتی اگر مثلا از مشارکت کسی را دعوت میکردند، من با آنها مناظره نمیکردم و بهتر است خود شما با من به مناظره بنشینید. چرا که شما خیلی بیشتر از آن افراد می فهمید.“
کوچک زاده پیرو این توهین افزود: ”خودتان می دانید من اصلا دموکرات نیستم من دوباره میگویم جلسه بسیج است و بسیج به شما لطف نموده وشما را به جلسه راه داده است. اگر میتوانید ساکت بنشنید و گرنه یا شما بیرون بروید یا ما جلسه را در مکان دیگری برگزار خواهیم کرد.“
مجری برنامه در اینجا گفت که این جلسه، جلسه درون تشکلی بسیج است که با واکنش یکی از دانشجویان مواجه شد که در جواب او گفت: ”اگر جلسه داخلی بسیج است، باید در سپاه پاسداران برگزار شود و اینکه در دانشگاه برگزار می شود باید طبق قوانین دانشگاه برخورد کند. دانشگاه پادگان نیست“. کوچک زاده با لحنی تحقیر آمیز گفت : ”این ”دانشگاه پادگان نیست“و ”توپ تانک مسلسل ..“ برای بچگی ها بود حالا شما بزرگ شدید“. با پافشاری جمع دانشجویان معترض بر لزوم اجرای قوانین وزارت برای همه دانشجویان، یکی از بسیجیان افزود: ”این مصوبات برای دانشجویان است و ما (بسیج) اصلا زیر دست وزیر علوم نیستیم.”
م“. یکی دیگر از دانشجویان به وی گفت :“یعنی شما فراقانونی هستید؟“
کوچک زاده خطاب به دانشجوی بسیجی گفت: ”کسی نمیخواهد از من دفاع کند. من خودم حرف میزنم.“
یکی از دانشجویان معترض در پی تهدید به بیرون کردن دانشجویان گفت : ”آقای دکتر اگر بخواهید ما از جلسه هم بیرون می رویم اما فقط موضع خود را در مورد اینکه مصوبه وزارت علوم که اجازه حضور شما را به این شکل غیر قانونی خوانده است چیست؟“
متن سخنان رد و بدل شده بین کوچک زاده و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که توسط دانشجویان این دانشگاه منتشر شده است، به شرح زیر است:
کوچک زاده: مصوبه را بیاورید من ببینم.
یکی از دانشجویان معترض: در تمام خبر گزاریها منعکس شده .
کوچک زاده: در تمام خبرگزاریها در مورد شما حرفهای خیلی زشتی نوشته اند. در مورد همین شما. در مورد دقیق شخص شما.
- نه کسی منو نمی شناسد.
کوچک زاده: شما که میگویید کسی شما را نمی شناسد پس پا شو برو بیرون اول شناسایی شو بعد بیا تو.
- یعنی همه اینهایی که اینجان شناسایی شدند؟
کوچک زاده: همه خبرگزاریها در مورد امام، خیلی چیزها نوشتند. درست میگم یا غلط میگم؟
- یعنی موضع شما این است که این مصوبه وجود ندارد؟
کوچک زاده: شما میری بیرون یا نمی ری؟ (با لحنی تحدید آمیز)
- همین را مطرح کنید تا در نشریاتمان بازتاب بدیم.
کوچک زاده: بفرمائید بیرون.
- شما مطرح کنید که چرا آمده اید اینجا. هی میگویید میرید بیرون یا نمیرید. این که نشد حرف.
کوچک زاده : من بسیجی، کلا چمکه پوشم. من اصلا به عنوان یک چکمه پوشم که آمدم با رفیقای چکمه پوشم حرف بزنم.
- اگر اینجا نشست دانشجویی بوده ما هم دانشجوییم ..(حرف توسط یکی از بسجیان قطع شد)
مجری جلسه گفت: به شما ربطی نداره، اینجا نشست داخلی بسیج است.
کوچک زاده خطاب به دانشجویان معترض گفت: دانشجویی، بشین اینجا سوال کن جوابتو بگیر.
یکی دیگر از دانشجویان معترض گفت: داریم سوال میکنیم، جواب نمی دید.
کوچک زاده: شما باید ادب را رعایت کنید یا نه؟
- من نیم ساعته که یه حرف زشت به شما نزدم.
یکی دیگر از دانشجویان منتقد: این شمائید که به ما توهین میکنید و میگویید برویم بیرون.
کوچک زاده : من را که می شناسید. من آدم خیلی غیر دموکراتی هستم. اگر می نشینید و درست حرف می زنید، حرف می زنیم با هم.
- ما اصلا این جلسه را به رسمیت نمی شناسیم.
کوچک زاده: پس پاشید برید بیرون.
- اصلا اعتراض ما به برگزاری این جلسه است .
مجری جلسه در این حین گفت: پس برید و اعتراضتان را به دانشگاه اعلام کنید.
کوچک زاده خطاب به مجری گفت: مکان دیگری برای برگزاری جلسه نیست؟
مجری گفت: هست ولی همین جا برگزای میکنیم و اینها الان میروند بیرون.
در این هنگام کوچک زاده از جا برخاست و گفت: فهم نداره اصلا (خطابش به همان دانشجو بود که به برگزاری جلسه اعتراض کرده بود).
- چرا توهین میکنی آقای دکتر؟
کوچک زاده : مگه نمی گی که به رسمیت نمی شناسی پس برو بیرون … برو بیرون بابا … فکر نکنید که من از اون روشنفکرها مثل تاجزاده هستم. میگیرم میندازمتون بیرون. ضبط هم بکنید. من می گیرم پرتتون میکنم بیرون.
- اینها همش فردا تو نشریات چاپ می شه آقای دکتر!
کوچک زاده: برو بیرون بابا مسخره کردی، خجالت نمی کشی. یک مشت فاشیست جمع کردن تو دانشگاه. برو بیرون، دوربین داری عکس هم بگیر… بروبیرون… بنویسید. برو بیرون…. با موبایلت عکس بگیر … مسخره کردن، تو این مملک نمی ذارن مردم حرف بزنن.
و شخصا در کمال بی احترامی با هل دادن آخرین دانشجوی معترض را به بیرون از سالن کنفرانس پرتاب کرد در را بست و …
