تبليغاتX
فصل نو
سياسي، فرهنگي، اجتماعي و علمي

در خبرها آمده است که جانبازی بعد از اینکه نتوانسته است نمایندگان مربوطه را ملاقات کندبا ریختن بنزین به روی خود اقدام به خود سوزی در مقابل مجلس نموده است.

واکنش علی لاریجانی، رئیس مجلس: " در بررسی هایی که حراست مجلس کرده است مشخص گردیده که وی هیچگونه سابقه جبهه و جانبازی نداشته بلکه سابقه زندان و اعتیاد داشته"

بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در این باره گفته: " بر اساس استعلام صورت گرفته وی جانباز و رزمنده نبوده است. ضمنا" در چند تاریخ مختلف با چندی از نمایندگان ملاقات داشته. این فرد مشکلات روحی روانی داشته است."

و اما مطلب بنده:

در اینکه رزمندگان و جانبازان عزیز بر گردن این مرز و بوم حق دارند شکی نیست و بنده تمام و کمال بدانها ارادت قلبی دارم. اما آیا اهمیت دارد که فرد خودسوز جانباز بوده یا رزمنده؟!

در جواب سوال خودم می گویم بله. اهمیت بیشتری دارد چرا که مسوولین نظام و سردمداران و مدیران و متولیان در آستانه سی امین سالروز انقلاب چه بر سر این قشر آورده اند که کار بدینجا کشیده شده!

بنابراین مساله بسیار با اهمیت است اما سولی دیگر پی آن در ذهنم ایجاد می گردد.

آیا او ایرانی بوده؟ آیا یک شهروند جمهوری اسلامی بوده است یا خیر؟

در گام اول یکی او را زندانی و معتاد نامیده و دیگری او را روان پریش خوانده است. امیدوارم در گام بعدی از سوی مسوولین مجلسی (مجلس اصول گرا!) او را صهیونیست یا عوامل دشمنان خارجی نام ندهند.

آنچه برای من مسلم است، فقر و مشکلات شدید اقتصادی حاکم بر جامعه است که به تبع آن اقشاری از مردم به شدت دچار مشکل گردیده اند و در زیر خط فقر و خارج از تصور من و شما به سختی زندگی می کنند. اما کو گوش شنوا.

به احتمال قوی این شهروند نیز دچار چنین مشکلاتی بوده است، حال در سطح خرد و در زندگی روزمره یا در سطحی کلان که اکنون گریبانگیر برخی از اشتغالزایان و کارافرینان و کارخانه داران شده است.

به هر حال او یک شهروند جمهوری اسلامی بوده است. بجای فرافکنی و متهم نمودنش که دیگر در اذهان مردم جز تمسخر و نفرت چیزی را عایدتان نمی کند پیشنهاد می کنم به وضعیتش رسیدگی و لا اقل شاید مرهمی بر زخمهای مرهم ناپذیر خانواده اش گردد.

متاسفم که برخی از مسوولین و کسانی که بر مدیریت اجرایی کشور تکیه زده اند با این موضوع و موضوعاتی مشابه برخوردهایی اینچنین دارند که جز قهر خدای متعال و بندگانش را برنخواهد انگیزد.

چندی پیش در روزنامه همشهری خواندم که طبق آمار رسمی سازمان بهشت زهرا بطور متوسط ماهانه ۲۱ نفر با میانگین سنی ۷۰ تا ۸۰ سال بدلیل گرسنگی در پایتخت کشور فوت می کنند.

گوشتان را باز کنید و صدای فقر و بی عدالتی و بی کاری و مشکلات مردم را بشنوید.

چاره ای بیاندیشید. کارگروه های کارشناسی ایجاد کنید. از ظرفیتهای موجود مردم بخصوص جوانان استفاده کنید. این صدا، صدای مردمی است که برای انقلاب شهید و جانباز  تقدیم کرده اند و به پای خوب و بد شما نشسته اند. با آنها اندکی مهربانتر باشید. به خود بیائید و گوشهایتان را باز کنید.

هیچ حکومتی بدون مردم باقی نمی ماند. مردم ولی نعمتند. قدرشان را بدانید.

گذشت زمان پنهان کاریها. مردم در این قرن مردمی خواهان شفافیت اند. بجای فرافکنی و بجای تخریب چهره ی مردمانی معترص و منتقد و نگران! آنهم تنها و تنها بدلیل مصلحت!!! صحه گذاری بر اشتباهاتی است که حکومتهای سابق نیز بدین شیوه و مسلک حکومتداری می کردند.

مهربانتر باشید.

انقلاب از آن همه ی ماست.

شاید فراموش کرده اید که این مردم بودند که انقلاب کردند و شماها را انتخاب.

نگذارید این اتفاقات تلخ و اندهناک که قلب هر انسانی را به درد می آورد، بدلیل ندانم کاریها و عدم رسیدگی ها و ... اتفاق بیافتد.

نکند واقعا" نمی دانید که مردم در چه وضعیتی هستند! در اینصورت وای بر شما!

کمی به خود بیائید. بس است مصلحت!! این واژه نزد مردم نفرت انگیز گردیده.

اندکی هم بدون حاشیه و شعار در راستای حل مشکلات اقتصادی مردم گامهایی اساسی بردارید. مردم هم مثل همه ی شماها جیب دارند. خانواده و اهل و عیال دارند. مدرسه، میهمانی، دوا و درمان و ... را دارند. تنها تفاوت در سطح توقعات است و قانع بودن.

با این مردم نجیب مهربانتر باشید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* بنده منکر انجام خدمات ارزنده و خوب در کشور نیستم و قصدم نیز سیاه نمایی نیست. بلکه شرایط را برای مردم بسیار سخت ارزیابی می کنم و بدین ترتیب تلنگری را بر آنانی که دلسوزند و دلشان برای این کشور و این مردم نجیب می تپد، میزنم تا بر تلاششان بیافزایند و بر برخی از مسوولین خواب آلود خرده بگیرند و از خواب بیدارشان سازند.

نوشته شده توسط سيدباقر ذكي اسكويي  در ساعت  | لینک  |