تبليغاتX
فصل نو
سياسي، فرهنگي، اجتماعي و علمي

دیشب بخاطر کار واجبی که برام پیش اومد مجبور شدم از ماشین اسفاده کنم. خیلی وقته که سهمیه بنزین رو تموم کردم. ساعت 11 شب بود. چراغ زرد که نشاندهنده اتمام بنزین خودرو است برای نشان دادن اعتراض به اتمام بنزین روشن شده بود. از اولین نفر توو خیابون پرسیدم: آقا ببخشید کجا بنزین آزاد می فروشن؟ گفت: " َآقا تازه اومدی؟!!" با تعجب گفتم: چطور مگه!! گفت: " ای بابا! تمام پمپ بنزین ها آخر شب بنزین آزاد می فروشن" از یه طرف کلی خوشحال شدم که خدا رو شکر لااقل این موقع شب کارم را میوفته و از طرف دیگه آهی کشیدم که ای بابا اینم از اون طرح ها شده ها!!

رفتم توو یه پمپ بنزین توو سمت .... (ببخشید که اسم محل پمپ بنزین رو نمی گم، اینطوری لااقل کار مردم رو خراب نمی کنم. آخه می دونید خیلی ها کار واجب یا درمانگاهی یا ... خلاصه از امرار معاش بگیر تا برطرف کردن مشکلات)

چشمتون روز بد نبینه الهی!! صف بطول یک کیلومتری بود! شلوغ! با خودم گفتم ای بابا اینطوری که اصلا" نمی تونم خودم رو برسونم راه آهن! آحه مهمانی داشتم مریض و بد حال که متاسفانه توان راه رفتن رو هم نداره! یا باید با ویلچر اینور و اونور بره یا یکی زیر بغلش رو بگیره. تا نیم ساعت دیگه می رسید ایستگاه تهران. باید کاری می کردم. از یکی از راننده های توو صف ایستاده پرسیدم آقا ببخشید این صف بنزین آزاده؟!! گفت نه بابا!! این صف بنزین دولتی یا به اصطلاح بنزین سهمیه بندی شده است. برو جلو پمپ بنزین همونجا بهت می فروشن. تشکر کردم و رفتم جلو پمپ بنزین. 2 تا از پمپ ها خیلی شلوغ بود و سر هر کدوم از این پمپ ها تعداد زیادی از مردم واستاده بودن!! از یکی پرسیدم آقا بنزین آزاد اینجا می دن؟؟ (عرق شرم و نگرانی و خجالت توو چهره ام بود) بنده خدا گفت چند لیتر می خوای؟ منو می گی کلی خوشحال شدم که آخی انگار کارم می خواد را بیوفته. گفتم آقا برا ماشینم می خوام. 20 لیتر. گفت مگه من پرسیدم برا چی میخوای!! 350. اگه می خوای دنده عقب بگیر بیا توو جایگاه. گفتم : آخه مسوول پمپ.. حرفم رو برید گفت بابا انگاری اولین بارته ها!! گفتم دنده عقب بگیر بیا.

منم درنگ نکردم. سریع دنده عقب گرفتم و اومدم توو جایگاه. (اون 2 پمپ).

فوری! بدون معطلی! بدون واستادن توو صف! 19 لیتر برام زدن. گفتم چرا 19 تا؟ اونی که داشت می زد گفت اینم مالیاتشه آقا! راضی باش. گفتم همین که کارم را افتاد. شکر خدا. مرسی.

وقتی خواستم پول بدم به مسوول پمپ! به من گفت آقا دنده عقب اومدی!!!! خلاف کردی!!! خندیدم و گفتم مرسی!!! دوباره دیدم نه با جدیت بیشتری می گه: " آقا گفتم که خلاف اومدی! دنده عقب اومدی!" می خواستم بگم که آقا گیر نده بزار ما بریم. یک دفعه همونی که بنزین رو برام جور کرد گفت بابا تو دیگه کی هستی؟!!! خیلی از مرحله پرتی ها!!! گفتم یعنی چی؟؟؟ این حرفا چیه ؟؟ گفت بابا یارو منظورش اینه که شیرینی بدی!! تازه 2قرونیم افتاد!!!! به مسوول پمپ گفتم آقا شرمندم بخدا!! جریمه ی من چند می شه! لب خندی زد و گفت 500. ناقابل. منم دادم و رفتم و ...

.........................................................................................................................................

۱-     سهمیه بندی نه تنها دردی رو درمان نکرده بلکه دردی نیز بر دردها افزوده.

۲-     عجب بازار سیاهی ایجاد شده!! اینطوری متولیان! تونسته کلی اشتغالزایی کنه و جوانان این مرز و بوم رو سر کار بزاره و به این ترتیب فساد و فحشا!! و اعتیاد جوانان و مشکل بی کاری و خیلی مسائل دیگه رو حل کردن!!! ای ول!!

۳-     کلی دعا و آرزوی موفقیت پشت سر متولیان سهمیه بندی بنزین مردم دارن! چون که در بدترین شرایط بی بنزینی و در اتفاقات اورژانسی و ... بازار سیاه سرع و در کوتاه ترین زمان بنزین شما رو تامین می کنه!!

۴-     صرفه جویی در وقت!

۵-     کمک به گردش پولی در کشور! چرا منابع ارزی ما توسط گلد کوئست و ... به بیرون بره آخه!!

۶-     اشتغالزایی!

۷-     کارآفرینی!

۸-     مهندسی مجدد و بهینه سازی در استفاده از وقت مردم. شبها رو به جای خواب و استراحت به کار بپردازند. آخه می دونین می گن ساعت کار مفید توو ایران کمتر از 20 دقیقه در روزه.

۹-     زمینه سازی برای اعلام بنزین 600 تومانی به ازای هر لیتر.

 ۱۰- با ساده زیستی دولتمردان (ریا! اجبار! یا به واقعیت) مشکلات مردم حل نمی شه! به عمل کار بر آید.

نوشته شده توسط سيدباقر ذكي اسكويي  در ساعت  | لینک