به نظر می رسد برخلاف ادعاهای طرفین!! موضوع کاملا انتخاباتی است. از سویی دولت نگران نتیجه انتخابات است، چرا که در صورت از دست دادن اکثریت کرسی های مجلس دولت همچون گذشته جای مانور و خود رایی را نخواهد داشت و به مشکلات عدیده ای برخواهد خورد و البته از سویی دیگر آیت ا.. هاشمی که پیروزی در انتخابات را چندان دور از واقعیت نمی بیند نگران نحوه ی برگزاری انتخابات است. رویارویی این دو قدرت بزرگ در این یکی دو سال برای عوام قابل لمس نبوده چرا که درگیری به نوعی کاملا سیاسی و درون حاکمیت را دربر گرفته بود. دولت آنچه را که در توان داشت جهت حذف نیروهای جناح مقتدر آیت ا.. هاشمی بکار برد تا آنان را از مسندهای قدرت بخصوص در وزارتخانه هایی چون نفت برکنار سازد و البته اینچنین خواسته ای بسیار سخت یود چرا که هاشمی رفسنجانی زمان مناسبی برای مهره چینی در سیاستهای کلان کشور داشته و به همین راحتی نگرش بدنه در وزارتخانه ها یی چون نفت تغییر نخواهد کرد. تلاش دولت برای کنترل دانشگاه آزاد که از بدو تولدش در اختیار کارگزاران بوده است، نیز در همین راستا صورت گرفت. اما اوضاع با فرارسیدن انتخابات رو به وخامت گذاشته است!! این پیش بینی بعید به نظر نمی رسد که تحولاتی شگرف کشور را فرا گیرد. مواضع اخیر آیت ا.. هاشمی رفسنجانی در حمایت از مطبوعات مستقل و اصلاح طلب و دانشجویان، پیامی بسیار سنگین برای دولت به ارمغان آورده است! پیامی که موجبات خشم رئیس جمهوری را چنان برآورده که در نشست دانشجویان بسیجی در دانشگاه علم و صنعت نمایان گردید. نوک پیکان حملات رئیس جمهوری کشور به سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نشانه رفته و شلیک گردید. "خائنان هسته ای"
بنظر می رسد کشور به سمت تنش و بروز بحران می رود! اما این تنش و بحران در آستانه ی انتخابات و صد البته در آستانه ی تصمیمات جهانی برای کنترل وضعیت هسته ای ایران می تواند بسیار خطرناک باشد. چرا که درگیری اینبار نه از بدنه بلکه مستقیما از سوی سران صورت می گیرد. هر چند که این موضوع به نوعی فرارسیدن دوران سیاسی تازه ای را در کشور نوید می دهد اما سوال اینستکه میزان بهای بوجود آمدن این دوران تازه چیست؟ و به کجا ختم خواهد گردید؟
اگر در بروز بحرانها اشخاص دلسوز رده بالای احزاب و گروه ها به کنترل اوضاع می پردازند و فضایی منعطف تری را ایجاد می کنند تا بحران مهار و کیان کشور را آسیبی دو چندان نرسد متاسفانه در این تنش و بحران نه بدنه را توان مهار بحران است و نه دیگر دلسوزانی در رده هایی از حاکمیت. گویی بنظر می رسد در صورت ادامه ی چنین روندی و پیش بینی بروز بحران و تنشی سخت در کشور که هر چقدر به زمان انتخابات نزدیکتر می گردیم درگیری و تنش جدی تر و ملموس تر خواهد گردید را هیچ شخص و گروهی جز رهبری انقلاب نخواهد توانست آرامش را به کشور بازگرداند.
و اما بد از بدتر آنکه موقعیت سیاسی دو جناح درگیر به نوعی رقم بخورد که پشتیبانی از یکی از آن دو بالجبار برای رهبری انقلاب پیش آید. در یک سو یار دیرینه انقلاب و همراه و یاور دیرینه رهبری انقلاب آیت ا.. هاشمی قرار دارد و در سویی دیگر شخصی است که زمامداری دولتی را بدست دارد که رهبری انقلاب تاکنون به شدت از آن حمایت نموده است.
گویی چاره ای جز نظاره کردن نیست!! بازی اصلا از آن امثال ما نیست!! اما شاید بیداری ما جهت رساندن تلنگر و هشداری به دلسوزان و اطرافیان این دو قدرت لحظه ای تامل را برای ایشان فراهم سازد.
آری آنچه مسلم است بروز عصری جدید در سیاست داخلی و به تبع آن سیاست خارجی نظام رقم خواهد خورد. یکی در حفظ وضعیت و دیگری در تغییر آن شک و تردید ندارند و همت خود را بدان موضوع گمارده اند.
راه مسالمت آمیزتری وجود دارد که متاسفانه مدیریت کشور ما از انقلاب تاکنون نشان داده که هیچ جناحی به این راه و ترفند سیاسی تن نمی دهند. و آن تقسیم قدرت فی مابین جناحین حاکم بر کشور است. گوش شنوایی پیدا شد ما نیز اطلاع دهید تا سجده ی شکر بجای آوریم.
در اینچنین موقعیت حساسی ما فقط می توانیم بگوئیم:
" منافع ملی و حفظ کیان کشور را مد نظر قرار دهید، قبل از آنکه بحران و تنش به اوج خود برسد و زخمی دیگر بر پیکره ی زخم خورده ی کشور و ملت وارد آید. "
