از خطه ی بوشهر و از کنار خلیج نیلگون همیشه فارس به همتون سلام و یا علی می گم.
۲- جالب بود برام یه رهگذر اتفاقی برای مطلب استعفای رئیس دانشگاه کلمبیا گفته بود که این مطلب من از رادیو زمانه !!! نوشتم. باور کنین که اگه اسمشو نذارین تکبر و غرور، به خودم بالیدم و حال کردم. نه انگار بدک نمی نویسم که یکی پیدا شده و میگه مطلب مال خودت نیست!!!! حال می کنم که اولین نفری بودم که اینطوری مسئله رو تحلیل کردم و پیشنهاد استعفا به اون به اصطلاح آقا رئیس دانشگاه رو دادم. رهگذر اتفاقی لا اقل تاریخ درج مطالب در وبلاگ من و اون رادیو رو مقایسه می کردی و کمی حوصله به خرج می دادی و مطالب قبلی منو می خوندی تا بفهمی که من چطور می نویسم و آیا با ادبیات نوشتاری من سازگار هست یا نه؟!!
۳- و اما حاج رسول (مومن خدا) شاید نمی دانستی اما بدان...
به خود می بالم، تنها کسی که به دلیل تعرض و تعدی معاونت به اصطلاح دانشجویی علم و صنعت به ریاست!! آقای بهشتی به تشکل دانشجویی بسیج علم و صنعت (ماجرای کلنگ کشی حضرات)و حکم چندین تن از دانشجویان از جمله برادر ارجمندم حاج رسول عین، آقای معین وزیر سابق علوم را در دوران تصدی وزارتش مورد استیضاح و ناسزاگویی در جمع مدیران مسوول نشریات دانشجویی سراسر کشور در همایش سراسری سال ۸۰ در اردوگاه باهنر تهران قرار داد و اعلام انزجار و تلاش برای حل موضوع نمود، بنده بودم. چرا که معتقد به کثرت گرایی بودم. چرا که دفاع از یک تشکل دانشجویی را بر خود وظیفه می دانستم بخصوص تشکلی که سابقه ایثار و فداکاری و مظهر شهامت و شهادت و دفاع از مرز و بوممان بوده است. چرا من از اینجا رانده و از آنجا مانده ام، هیچ پرسیده ای ای دوست قدیمی؟ تحمل سوء استفاده و کثافت کاری به هر نامی را نداشتم و ندارم. خواه اسلام و بسیج و نامهای مقدس و خواه بنام اصلاحات و مردم سالاری و تکثرگرایی و ... و چه دعواهایی که من برای خیزش و دوستان در وزارت علوم و با شخص معین نداشتم. پر از اشکال و سراسر نقصم، همچون شبهای خوابگاه داخل، بلوک ۳ اتاق آشپزخانه که تا صبح همدم و هم صحبت بودیم مفتخرانه و صمیمانه نقدها و راهنماییهایت را با جان و دل می پذیرم. دست آخر اینکه بامرام آتیش نزن! نگو که مهم نیست بشناسمت یا نه !! التماس دعا
۳- و من هنوز همانم که بودم. مستقل. نقاد. معتقد و توکل بر خداوند تبارک و تعالی. تشنه ی خدمتگزاری. عاشق مردم ایران. در پی جستجو و تلاش برای بدست آوردن یک لقمه نان حلال برای خودم و خانواده ام. بدور از مصلحت اندیشی در مواجهه با اشتباهات دوست و دشمن. خسته. اما امیدوار.
۴- امشب به تهران بر می گردم. تا کامپیوتر درست بشه از همه معذرت می خوام که برام مقدور نیست به وبلاگاشون سر بزنم، بعد از درست شدن کامپیوتر حتما جبران می کنم.
