بگذريم، از تكثرگرايي هميشه مي گيم و دفاع مي كنيم. اما آيا خودمون به اين مساله پايبنديم.
يادم نميره كه توسط آدمهاي دگم انديش توو دانشگاه يا بيرون چه ها كه نكشيديم.
يادم نميره كه به خاطر دفاع از آزادي انديشه چه تهمتها و .... نشنيديم.
يادم نميره !!!! اما اون كساني كه يك وبلاگ رو بر ما زيادي مي بينند و با توهين و ناسزاگويي حتي به خانواده !!!! مي خواهند خودي ارضا كنند هيچ انديشيدند كه با دگم انديشان بي صفت چه تفاوتي دارند. ما رو كه تهمت و ناسزا و زندان از پاي ننداخت كه حالا با دو تا توهين جا بزنم. اينان فكر مي كنند كه آزادي بيان و انديشه اگه مال اونا باشه خوبه وگرنه اگه كسي توو تيمشون نباشه خوب بايد خرابش كنند و .... !!!! (زهي خيال باطل)
چي شده، دو تا خاطره و يادداشت اينهمه ترسناكه !!!!!
مي نويسم چون هنوز زنده ام.
مي نويسم چون تنها راه زنده بودن امثال منه. وگرنه الان بايد تبليغ اين و اون رو مي كردم و مثل برخي از دوستان نماها خودفروشي !!!
اشتباه نشه از كسي ناراحت و كينه اي به دل ندارم حتي اونهايي كه برام زدند و پرونده سازي كردند.
فقط براي آرمانم، مردمم، كشورم و دل خودم كار كردم و اگه توفيقي باشه ادامه مي دم حتي با يه وبلاگ ساده، ما كه كسي رو نداريم كاراي ديگه كنيم.
مي نويسم از سكوت، از فاصله ها، از باران رس، از فرياد زمين، از ...
علي، علي .
